تبليغاتX
اشکی و لبخندی - از «آخرين امپراطور» به «بازگشت پادشاه»

اشکی و لبخندی

سینما، زندگی

 

 

 

هميشه فکر مي کردم استقلالي هستم. اما نمي دانم چرا وقتي پرسپوليس بازيهايش را مي برد، خوشحال مي شدم! به قول «ريک»(همفري بوگارت) در «کازابلانکا» که در جواب سوال «سروان رنو» که از او مي پرسد «چرا اومده به کازابلانکا؟» جواب مي ده «به خاطر آب». سروان رنو مي گه «چه آبي؟ ما تو بيابون هستيم». ريک جواب مي ده «به من اطلاعات عوضي داده بودن!». فکر کنم به من هم اطلاعات عوضي داده بودند.

 

وقتي افشين قطبي بعد از اون فينال رويايي از پرسپوليس رفت، مطلبي نوشتم و مي خواستم در وبلاگم بگذارم. ولي هي دست دست مي کردم تا امروز که اخبار ورزشي گفت قطبي به پرسپوليس برگشته است. در اطرافم و احتمالا اطراف شما آدم هايي هستند که تماشاي بازي فوتبال و علاقه مندي به فوتبال برايشان هيچ مفهومي ندارد و شايد شما هم اين ديالوگ هاي کليدي «اگه گل بزنن، چي به تو مي رسه؟!» و «فوتبال براي اينه که سر آدما رو گرم کنن تا حواسشون از اصل موضوع پرت بشه!» را به دفعات شنيده ايد. اما به نظرم فوتبال آيينه اي تمام نما از زندگيست. با نگاه کردن به پديده قطبي، نحوه سلوک شخصيش و برخوردها و ارتباط اطرافيانش با او در ليگ برتر دوره قبل، مي شد تصويري تمام قد از جامعه امان را ببينيم. تصويري که شايد چندان دلپذير هم نباشد. اما شايد بازگشت قطبي به ايران بتواند معادلات گذشته را کمي تغيير دهد. به اين تغيير نياز داريم...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 15 تیر1387ساعت 0:0 AM  توسط حمید دهقانی  |